دورنمای کنفرانس استکلهم!

پیرامونِ «یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است!»

گفتگوی اتحادِ بین سازمان‏ها و جریانات خارج از کشور موضوعِ تازه ای نیست و عمر چند ساله دارد. ضرورت‏های مبارزاتی و بویژه نیازمندی‏های اقشار متفاوت و ستمدیدۀ جامعه، جریانات را وامی‏دارد تا چاره ای اندیشند و راه و منشی، غیر از خواسته ها و منفعت های گروهی – سازمانی شان انتخاب نمایند. بی دلیل نیست که جنبش‏های اعتراضی و آن‏هم در دُوره های متفاوت، با اعمال، با مفوله و با مقولاتی همچون اتحاد این گروه و آن سازمان و حزب رودررو می‏شوند.

بیشتر بخوانید…

Advertisements
دسته‌ها:پيوندها

اعتراضات و اعتصابات سراسری، نمادِ مخالفت همگانی

اعتراضات و اعتصاباتِ کارگری و توده ای، یکی پس از دیگری بر فضای جامعۀ ایران سایه انداخته است. ماهیتِ همۀ آن‏ها و من حیث المجموع یکی‏ست. همه از سرِ گرانی و ناتوانی در تهیۀ نیازهای اولیۀ زندگی است. همۀ آنان شبانه روز در تقلاءاند تا چندر غازی در آورند. همۀ دارند از غارت و از چپاول اموال عمومی از جانب سردمداران نظام می‏نالند و جان همۀ آنان، از دست رژیم غارت‏گری هم‏چون جمهوری اسلامی به لب‏شان رسیده است و حاضر به تحمل یک ثانیه ای جرثومه ‏های فساد و تباهی ای، هم‏چون خامنه ‏ای، روحانی و دیگر مفت‏خواران نیستند.

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:پيوندها

در یادمان بیژن هیرمن ‏پور

یک توضیح: از آنجا که ضیق وقت، مانع طرح بعضاً موارد در مراسم یادبود بیژن هیرمن پور – بتاریخ ششم اکتبر دو هزار و هیجده – گردیده است، بنابراین در زیر، تمامی آن‏ها بصورت نوشتاری – و آن‏هم -، با اندکی حک و اصلاح خواهد آمد.
***
نزدیکی و ارتباط سیاسی – تئوریک من با بیژن، به دُوران بعد از قیام بر می‏گردد و دیدار شخصی‏م، به سال‏های هفتاد و دو و سه مربوط می‏شود. دیداری که رفته رفته قوام پیدا کرده و منجر به رفت‏ و آمدها شده است.
راستش نمی‏دانم از کجا باید شروع کنم تا بتوانم بدرستی قامت سیاسی – تئوریک و شخصیتی بیژن را توضیح دهم، که در آن نه اغراق و بزرگ‏نمائی باشد و نه کمی و کاستی. یک جورهایی می‏شود با کمی و کاستی‏های‏ش کنار آمد، – اگر چه مهم است -، امّا اغراق و بزرگ‏نمائی مشکل است. به این دلیل که بیژن با این‏دست موارد مشکل داشت و با شنیدن، و یا با خواندن نامه‏هایی هم‏چون تو بهترینی، انرژی‏زائی و امثالهم، به شدت ناراحت و اذیت می‏شد.

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:پيوندها

جامعه آمادۀ هرگونه تغییری‏ست

(و نقدی بر نظرات «صلاح مازوجی»)

تحرکات رادیکال کارگری و توده‏ای و دیگر محرومان جامعۀ ایران، جائی برای سئوالات بدون پاسُخ، باقی نه‏گذاشته است. دلیل آن بسیار روشن است و این‏که، تضادها به بالاترین حد ممکنه خود رسیده است. فقر و شکاف طبقاتی قابل توضیح و توصیف نیستُ، نه مردم، حاضر به تن‏دادن به زنده‏گی سابق‏اند و نه حکومت، توانِ ادامۀ سیاست‏های دهه‏های گذشته خویش را دارد. اگر نظام به یُمن زور و سرکوب بردوام مانده است، علت آن، نه در فقدانِ یگانه‏گی اعتراضات کارگری و توده‏ای، بلکه مرتبط به قضیۀ دیگری‏ست. دو شق موضوع، یعنی هم حکومت و هم مردم، از هم‏دیگر و کاملاً تصفیه حساب نموده‏اند و در این‏میان، شق سّوم، از قافله و از قطار انقلاب پس مانده است.
بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:پيوندها

نگاهی دیگر به زندانی، در زندانِ نظامِ جمهوری اسلامی

(به‏مناسبت جان‏باختن هزاران کمونیست، مبارز و انقلابی در دهۀ شصت)

مناسبات‏های تاریخی، کُشت و کُشتار محروم‏ترین اقشار جامعه و فرزندان‏شان، به یکی دو روز خلاصه نمی‏شود. تقویمِ سیاسی جامعۀ ایران، هر روز آن، با چند روی‏دادِ دردناک، رودرروست. از رقم و از شمارش گذشته استُ، متأسفانه جامعه در هیچ دهه‏ای، آرام و به‏دُور از تعرض جانیان بشریت و سردمداران رژیم جمهوری اسلامی به کارگران، زحمت‏کشان، زنان و زندانیان سیاسی نه‏بُوده است.

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:پيوندها

بیاد بیژن هیرمن‏پور

3 سپتامبر 2018 ۱ دیدگاه

خبر تکان‏دهنده و نابه‏هنگام بُود. گاهی وقت‏ها، در انتظار و آمادۀ شنیدن خبرها نیستید و امّا حوادث جامعه و هم‏چنین سهل‏انگاری‏های سیستم سرمایه‏داری و نابرابر، انسان‏ها را، رودرروی چنین موقعیت‏های ناخواسته‏ای قرار می‏دهد. باری، بیژن عزیزمان در کمال ناباوری و تأسف، در سی‏و‏یکم آگوست از میان ما رفت و غم و اندوه‏ای بزرگ، در دلِ خانواده و همۀ دوستاران‏اش کاشت.

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:پيوندها

خلاء اصلی در جنبش‏های اعتراضی

زنده‏گی روزانۀ مردم ایران در این چندین دهه، با تظاهرات و مجادلۀ سیاسی – اقتصادی، با منادیان سرمایه و ارگان‏های سرکوب‏گرش تنیده شده است. کنش‏ها و خیزش‏ها ناایستاست و دائماً، میادین تولیدی و آموزشی و هم‏چنین خیابان‏های ایران، شاهدِ رودروئی دو نیرو، دو منش، دو قشر و دو طبقۀ متخاصم با هم است. مردم هم‏واره به‏دلیل اوضاع دست‏ساز حاکمان در گسترۀ طبقاتی حضور دارندُ، به یقین می‏توان گفت، که تداوم بی‏وقفۀ اعتراضی، دمار از روزگارِ سردمداران رژیم در آورده است، تا جائی‏که «عبدالرضا رحمانی» وزیر کشور، مجبور به اعلان تظاهرات تجمعی قربانیان نظام امپریالیستی، در بیست‏و‏هفت شهر و آن‏هم در ماه گذشته شده است؛ وزیری که معترف است، «یک جرقه کافی است تا شعله‏ور شود».

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:پيوندها